۰۷ آبان، ۱۳۹۱

مسئولیت فردی - جامعه آرمانی



آیا تا به حال سعی در شناخت رفتار فردی و اجتماعی خود در مواجه با پدیده‌های اطرفتان داشته‌اید؟ آیا تلاش کرده‌اید تا به ابتدایی‌ترین شناخت روحیات و رفتار خود در برخورد با آدم‌های محیط زندگی‌تان پی ببرید؟

برای روشن‌تر شدن سوال مثالی می‌زنم. فرض کنید در دوران دانشجویی با دوستی دیگر هم اتاق هستید. به طور عادی، قوانینی نانوشته و یا حتی قوانین داخلی خوابگاه و یا سایر موارد پذیرفته شده بین دو هم اتاقی حکم‌فرما می‌شود. وظایفی متوجه هر کدام از دو طرف می‌شود. نظافت فردی و بهداشت عمومی، رعایت ساعات خواب و عدم ایجاد صدای مزاحم و موارد موافقت شده دیگر. بعد از چندی و یا از همان روزهای ابتدایی شما متوجه مواردی تخطی از قوانین توافق شده قبلی از سوی هم اتاقی‌تان می‌شوید. یا بگذارید مثالی دیگر بزنم که شاید بخش دوم و پایانی نوشته‌ام مرتبط با این موضوع باشد. فرض بگیرید هم اتاقی شما به بیماری ساده‌ای مثل سرماخورده‌گی مبتلا می‌شود. مراقبت‌های پزشکی و رعایت اصول ایمنی برای جلوگیری از انتقال بیماری به شما یا سایرین را انجام نمی‌دهد. چه رفتار و واکنشی از خود نشان می‌دهید؟ نقش خود را در این موقعیت چه می‌دانید و فکر می‌کنید آیا این موضوع علیرغم بی تفاوتی و داشتن جنبه عمدتا شخصی برای طرف مقابل که به فردی غیرمسئول و بی انضباط می‌ماند، تا چه اندازه شما را مسئول می‌کند و آیا اساسا وظیفه‌ای را متوجه شما می‌کند؟

این نوشته به چگونگی واکنش و رفتار من در مواجهه با این دسته از افراد اشاره دارد که همواره در بُعدی فراگیر که آن را «جامعه» و «مسئولیت فردی» می‌دانم فرض می‌گیرم. امیدوارم این نوشته خوانده شود و تجربیات شما را هم بدانم.
حتمن تجربه‌های مشابهی در برخورد با برخی از موارد بالا که به طور مثال آوردم داشته‌اید. به باور من، علیرغم اشتراکات رفتاری بسیار زیاد انسان‌ها با یکدیگر، بتوان تمام آدمیان را در دو وجه مشترک عمده تقسیم کرد. وجه اول، «انسان خاکی» هستند، با تمام نیازهای زیست محیطی و غریزی شان. می‌خورند، می‌نوشند، تولید مثل می‌کنند، نفس می‌کشند و فردیت خود و آن‌هایی که به او نزدیک هستند را دوست دارند. به قول مولانا: خور و خواب و خشم و شهوت! وجه دوم، رفتاری است که شکل و نوع زندگی اجتماعی آدم‌ها در مواجه با مسائل پیرامون‌شان به آن‌ها می‌بخشد. موقعیت اجتماعی، شغل، مقام، سواد، ثروت تحصیلات و بسیاری از پدیده‌هایی که در ذات بشر وجود ندارند، اکتسابی است و نه غریزی. جایی که وجه دوم آدمی در پیوند با زندگی اجتماعی شکل می‌گیرد و بشر ناگزیر از پذیرفتن آن است. مرحله‌ای که به باور من، تعریف زندگی اجتماعی و مسئولیت های فردی شکل می‌گیرد.

برای من، همواره داشتن مسئولیت فردی به عنوان اصلی‌ترین راهکار برون رفت از مشکلات اجتماعی مد نظر بوده است. اساسا نمی‌توانم مشکلات موجود در سبکی از زندگی اجتماعی غیر نرمال را به صورت کلی و عمده متوجه دولت بدانم. سیستم ناقص قوانین وضع شده دولت‌ها و تضاد آن با جامعه نرمال فرضی را نمی‌توان به عنوان عامل اخلال و بی نظمی در نظر گرفت. معتقدم «مسئولیت فردی» فراتر از قانون و نظم تعریف شده دولتی در زندگی روزمره مردم جریان دارد و عدم توجه و فرار از بار مسئولیت آن، منجر به هدف‌گیری و تخریب زیرساخت‌های اساسی جامعه و فرهنگ عمومی می‌شود.

برحسب همین تعریف، بیشتر از آنکه انتظار اصلاح هم اتاقی‌ام را داشته باشم و یا نسبت به عدم مراقب‌های پزشکی در انتقال بیماری به خود و سایرین بی تفاوت باشم، احساس مسئولیت می‌کنم. نادیده گرفتن ناهنجاری موجود در جامعه به بسط و گسترش آن دامن می‌زند. بی تفاوتی آدم‌ها نسبت به مسائل به ظاهر غیرمرتبط با خود به عادتی زشت و ناپسند تبدیل می‌شود و عرصه را برای پیشرفت سایر خطاها باز می‌گذارد. عدم مراقبت من از هم اتاقی‌ام، اولین آسیبش متوجه من خواهد شد و به طور قطع منجر به آلوده شدن من به ویروس سرماخوردگی می‌شود. عدم رعایت بهداشت عمومی از سوی هم وی و نادیده گرفتن آن از سوی من به عنوان یکی از وظایف انجام نشده از طرف او و بی تفاوت بودنم، منجر به شکل‌گیری مشکلات زیست محیطی می‌شود که امنیت و سلامت من را هم به خطر می‌اندازد. شاید اینگونه به نظر برسد که جبران و رفع موارد خطای افراد محیط زندگی‌مان به عادتی برای سوءاستفاده تبدیل شود. اما اینگونه نیست. شما برای نگهداری و مراقبت از سلامت و روان خود مسئولیت دارید، حتی اگر این مسئولیت گره در رفع تکالیف فردی باشد که با آن به صورت مشترک زندگی می‌کنید. توجه به ناهنجاری‌ها به مرور زمان باعث رفع و اصلاح آن می‌شود. این ما هستیم که نباید طعمه حریق و بی‌مسئولیتی فرد و افرادی شویم که کوچکترین توجهی به پیرامون خود ندارند و امنیت و آسایش سایرین برایشان اولویت نیست.

مسئولیت و توجه ما، هرچند پر هزینه و زمان‌بر، دیر یا زود بار مسئولیت فردی یا حقوقی را متوجه ایشان می‌کند و آن‌جاست که می‌توان انتظار جامعه‌ای آرمانی را داشت که مسئولیت فردی من و ما، به عادتی فراگیر و امری مدرن و پسندیده بدل می‌گردد که متعاقب آن منجر به ماده قانونی - حقوقی مندرج و نوشته شده دولتی می‌شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر