۳۱ خرداد، ۱۳۹۱

به نام خلق و به کام بازماندگان یتیم ِ رفیق «چه؟، کاسترو و استخوان های مائو و استالین»



خبری منتشر شده در خصوص «خودداری شرکت اپل از فروش محصولاتش به یک شهروند ایرانی-آمریکایی» و اعتراض برخی رسانه های فارسی زبان را به همراه داشته و عده ای هم که از سر اتفاق همیشه گی، از رفقای چپ ِ «سوسیال بگیر» از مالیاتِ ساکنان همان امپریالیست جهان خوار و کشورهای لوکس و سرمایه داری هستند و نه «کره شمالی و کوبا و شیلی»، از آب گل آلود ماهی گرفتند و در فیس بوک مجددا با اتخاذ موضع بهداشتی، ضد جنگ و ضد تحریم؛ (هر سه تاش با هم یه ژانر ِ جدیده) شروع کردند به شیطان بزرگ با تیرکمان کشی سنگ انداختن که آی ببینید تبعیض و نژادپرستی در مهد دموکراسی دروغین بی داد می کند!

خواننده در اینجا بدون توجه به چند نکته که با شارلاتانیزم خبری لاپوشانی شده مواجه می شود. می فرمایند: "دیدید، تحریم ها بیشتر از آنکه هدفمند باشد و دولت را تحت فشار بگذارد، متوجه «مردم داخل» شده است؟"

این گروه از رفقای جبهه چپ (فرقه اشتراکی – حزب کمونیست کارگری-کولیگری) از «مردم» و «ملت» هر جا و مکانی تعریف و تفسیر خاصی ارائه می دهند و اصولا «مردم و ملت»، حکم گوسفند قربانی برای عزا و عروسی را نزد ایشان دارند. مثلا همین کسانی که نتوانستند آیپد بخرند، یک وقتی می شوند «مرفه بی درد» و «بورژوا» که با بالا کشیدن «حق» و حقوق طبقه مستضعف و «خلق» زحمت کش به مال و منال رسیده اند و فارغ از غم نان و سفره شب «کارگر» می روند جزایر قناری برای گردش و تفریح و پول بالا کشیده از مردم را در دیسکوهای لوس آنجلس خرج می کنند تا امریکای جنایتکار و جهانخوار به واسطه درآمد حاصل از سرمایه داران دنیا (نود و هشت و هشتم دهم درصدشون نئولیبرال های وطنی هستند) و با فروش اسلحه (باز با حمایت نئولیبرال های وطنی، این بار ساکن اروپا و پناهندهای ترکیه) و ریختن بمب بر سر مردم مظلوم و بی دفاع عراق و افغانستان کشورگشایی کند. این یک شکلی از تعریف و تفسیر «مردم و ملت» نزد این رفقاست که بیشتر به خواندن خطبه عقد آقا گودرز و شقایق خانم می ماند!

حالت دوم می شود بهره برداری از این خبر، که شرکت اپل از فروش محصولش به یک ایرانی-امریکایی خودداری کرده است. حالا به جزئیات و اصل خبر می پردازم تا متوجه بشوید که اصولا اندیشه غرب ستیزی-امریکاستیزی چه نمودهای پشت پرده و ظاهر فریب کارانه ای به نام خلق و به کام بازماندگان یتیم ِ رفیق چه، کاسترو و استخوان های مائو و استالین دارد.
در یکی-دو مورد، در ایالت های مختلف امریکا گزارش شده که به دلیل «ایرانی» بودن و یا ایرانی صحبت کردن موقع خرید جنس درخواستی، فروشنده از فروش آن خودداری کرده است. در اینجا بهانه دوم که «ایرانی صحبت کردن» است، دارد پیاز داغ ماجرا را برای توهم دادن به خواننده برای فهماندن این مسئله که در امریکا نژادپرستی وجود دارد تحریک می کند. در صورتی که حتی فرض را بر این بگیریم که اگر هم رگه هایی از نژادپرستی در امریکا وجود داشته باشد، که دارد، باز ربطی به موضوع ندارد. مسئله ایرانی صحبت کردن تنها این قطعیت را به فروشنده فروشگاه داده که طبق قوانین اخذ شده در راستای تحریم فروش کالا به ایران، از فروش آن خوددای کند. در شرایطی که در صورت تردید فروشنده هم، با درخواست گذرنامه و یا مدرک شناسایی دال بر استعلام ملیت، قطعا دوباره همین اتفاق می افتاد.

نکته بعدی که در خبرها به شکل موذیانه ای لاپوشانی شده و به آن اشاره ای نمی شود، درخواست خرید جنس بدون مالیات (تکس فری) برای ارسال جنس به ایران توسط مسافر و توریست ایرانی در امریکا بوده است. یعنی مشتری ایرانی-امریکایی حتی در صورت داشتن اقامت و شهروندی امریکا، درخواست خرید جنسی را داشته است از شرکت اپل برای فردی که طبق قوانین ایالات متحده، هرگونه تجارت با آن کشور ممنوع و در لیست تحریم ها قرار دارد. این نکته ای است که در خبرها، دوست نداشتند به آن اشاره ای شود. خرید جنس برای صادرات و مهمتر از آن، شانه خالی کردن از پرداخت مالیات.

ایرانیان بسیاری در امریکا و سایر کشورهایی که معامله تجاری با ایران را تحریم کرده اند زندگی می کنند. در این میان بسیاری از ایشان تاجر، استاد دانشگاه، تکنیسین شرکت ها، استاد دانشگاه، کارگر و دانشجویان دانشگاه های مختلفی در این کشورها هستند. زندگی هر روزه ایشان در پیوند با مسائل اقتصادی، خرید و فروش و حساب بانکی می باشد. اما تاکنون هیچگونه گزارشی مبنی بر جلوگیری و یا تصویب قانونی مبنی بر ممنوعیت خرید و فروش و معامله تجاری در کشور مورد نظر منتشر نشده است. تنها یکی دو مورد گزارش فوق بود که آنهم با باز کردن موضوع مشخص کردم که در اصل هیچگونه ارتباطی با مسئله اصلی ندارد. در چند سال اخیر که مسئله تحریم ها علیه جمهوری اسلامی شدت بیشتری به خود گرفته، بسیاری از راه های تجاری و واردات کالا به ایران بسته شده است. بسیاری از بانک ها دیگر داد و ستد اقتصادی با تجار ایرانی ندارند. بخش بزرگی از بازار ایران و یا حداقل واردات کالا به عهده نیروهای مایل به حکومت و یا حکومتی بوده و هست. در چنین شرایطی، تنها راه های موجود برای خرید و وارد کردن حداقل کالا به داخل کشور، رو آوردن به ویزاهای توریستی و یا موکول کردن خرید آن به اقوام و خویشاوندان خود در خارج کشور و ارسال آن به داخل است. مسئله ای که مورد توجه شرکت ها و کشورهای غربی قرار گرفته و از فروش جنس به میزان بیشتر از مصرف فرد مسافر خودداری می کنند. تمام مسئله و جنجال حاشیه خبر فوق همین مسئله بوده است.

نکته آخر هم آنکه «مردم و ملت»، از هر طبقه و گرایشی، قطعا نیازها و اولویت های مهمتری نسبت به عدم خرید اپل آنهم از امریکا دارند. همان مردم و ملتی که گاهی تا سر حد نداشتن نان شب و فقر و فلاکت و بدبختی تیتر و برجسته می شوند برای «نه به تحریم» گفتن در راستای «تامین منافع حکومتی»، و همان مردمی که گاه انقدر دارا و توانمند می شوند که می توانند ویزای امریکا بگیرند و تور دنیا بروند و آیپد اپل بخرند.
بله، فرق بین مردم و ملت ِ ما و شما اینجاست.. نه گفتن به تحریم ها به نام مردم و خوش خدمتی به کام جمهوری اسلامی.


* پ.ن: این مسئله قابل تعمیم به تمام موارد اتفاق افتاده نیست، اما درصد بسیار زیادی را در بر می گیرد. 

۱ نظر:

  1. عجب کس خلی هستی تو/ افراد تیپ تو 1میلیارد سال نوری از آخوندها عقب هستن

    پاسخحذف