۲۱ خرداد، ۱۳۹۱

شادی صدر: هدف ما پاسخگو کردن ناقضان حقوق‌بشر است

بخش اول مصاحبه‌ام با شادی صدر که در بامدادخبر منتشر شد

بامدادخبر-اشکان منفرد:

شادی صدر، حقوقدان، فعال حقوق بشر و مدیر سازمان «عدالت برای ایران» است که چندین جایزه حقوق بشری مانند: جایزه حقوق بشر سال ٢٠٠٩ بنیاد لخ والسا، جایزه لاله حقوق بشر لاهه هلند در سال 2009 و جایزه زنان شجاع وزارت امور خارجه آمریکا در سال 2010 و... را دریافت کرده است. «عدالت برای ایران»، سازمانی دو ساله تاسیس می باشد که به ثبت و مستندسازی موارد نقض حقوق بشر در ایران می پردازد. گفتگویی که در ادامه خواهید خواند، بخش اول از مصاحبه ای است که به سفارش «مرکز مطالعات لیبرالیسم ایران» در خصوص «نقش نهادهای دولتی در مستندسازی نقض حقوق بشر در ایران» انجام شده است.

- نقش نهادهای فعال در زمینه مستندسازی شکنجه، خشونت و به طور کلی نقض حقوق بشر صورت گرفته از سوی نظام را چگونه می بینید؟
همانطور که میدانید تعداد نسبتا زیادی نهاد دولتی در مورد مستندسازی نقض حقوق بشر در ایران فعال هستند. اگر چه به طور کلی مستند سازی با رعایت استانداردهای بین المللی موضوعی تازه برای ایران است و مشکلاتی در این راه وجود دارد. یکی از مشکلات موجود این است که افشاءگری و مستندسازی یکسان به شمار می آیند. در صورتی که با هم خیلی فرق دارند، مستندسازی کاری است به مراتب سخت تر و نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. البته به هیچ عنوان لزوم افشاءگری در جمهوری اسلامی را رد نمیکنم. نکته اینجاست، تا زمانی که ما نتوانیم با زبان و قوانین بین المللی، موارد نقض حقوق بشر در ایران را ترجمه کنیم، قاعدتا نمیتوانیم از هیچ یک از مکانیزم های بین المللی در مورد ایران که متاسفانه زیاد هم نیستند استفاده کنیم. بنابراین اگر بخواهم یک جواب کلی بدهم، با توجه به اینکه فعالیت های زیادی در مورد مستندسازی موارد نقض حقوق بشر صورت گرفته، همچنان راه دازی در پیش داریم. یکی از مشکلات دیگر این است که متاسفانه نه فقط گروه های سیاسی، بلکه گروه های جامعه مدنی هم آگاهی کافی و دید مناسب را درباره افشاءگری و مستندسازی موارد نقض حقوق بشر و فرق های بین این دو ندارند. به همین دلیل است که وقتی مورد نقض حقوق بشری صورت میگیرد، ژورنالیستی به موضوع پرداخته می شود و نه با دید مستندسازی. بسیاری از اطلاعاتی که نیاز است در مستندسازی به آن توجه شود، در خبرها دیده نمی شود. گروههایی هم که نیاز به مستندسازی دارند، با اطلاعات ناقصی از خبرهای منتشره شده مواجه می شوند که به مراتب سختی های کار را بیشتر میکند. ما باید بتوانیم آموزش درست و دقیقی در مورد مستندسازی به فعالان حقوق بشر و جامعه مدنی بدهیم. مخصوصا افرادی که در ایران، پلی بین قربانیان حقوق بشر و سازمان های بین المللی هستند. این افراد باید بدانند که وقتی در حال فعالیت در خصوص اطلاع رسانی موارد نقض حقوق بشر هستند می بایست به چه نکاتی دقت داشته باشند و چه مواردی در خبررسانی مورد توجه قرار بگیرد. نکته بعدی در مورد مستند سازی این است که سازمان های زیادی در این زمینه فعالیت می کنند که تلاش و کوشش آنها بسیار قابل تقدیر و احترام است. اما مشکل بزرگ این است که خیلی وقت ها فعالیت های آنان تولیداتی است برای کتاب خانه ها. مستندسازی به خودی خود مشکلی را حل نمیکند. وقتی تحقیقی صورت میگیرد، در حقیقت ابزاری است برای شروع عملی تازه. باید بتوان به این سوال پاسخ داد که هدف چیست؟ آیا می خواهید کمپینی راه بیاندازید؟ آیا میخواهید لابی صورت بگیرد؟ باید یک برنامه عملی برای استفاده از نتیحه این تحقیقات در جهت بهبود وضعیت حقوق بشر وجود داشته باشد. ما برای اگاهی رسانی در داخل و خارج از ایران نیاز به برنامه داریم.

- چند درصد این سازمانها ابزار و امکانات کافی برای رسیدن به نتیجه مطلوب را در اختیار دارند؟ شما به عنوان مدیر سازمان عدالت برای ایران، آیا چنین فضا و امکاناتی را پیش روی سازمانهای مربوطه میبینید؟
اینکه این دید وجود داشته باشد که تحقیق برای رسیدن به یک نتیجه عملی است و یا برای کتاب شدن و اضافه شدن به کتابخانه، یک موضوع است، و اینکه ابزار و امکانات موجود پیش روی ما چه بوده موضوع دیگری. من به عنوان یک فعال در این زمینه فکر میکنم مهمترین مسئله ای که هر فعال در هر حوزه ای را نسبت به سایر افراد جامعه متمایز میکند این است که بگوید: «غیر ممکن وجود ندارد». ما نمی توانیم بر صرف اینکه ایران عضو هیچ یک از کنوانسیون های مهم حقوق بشری نیست، خیالمات را راحت کنیم که این مستندسازی ها را انجام می دهیم برای آینده. فکر میکنم این بیشتر بدین معنا است که ما برنامه ای نداریم برای استفاده از این تحقیقات. برای ما در سازمان «عدالت برای ایران»، تحقیق بخش مهم و جدا نشدنی کار است. ما سازمان افشاءگری نقض حقوق بشر  و یا اطلاع رسانی موارد نقش حقوق بشر نیستیم. بسیاری از سازمانهای دیگر هستند که بسیار خوب چنین کارهایی را انجام می دهند و نیازی نبوده ما به چنن مواردی بپردازیم. ما از ابتدا بنایمان بر این بوده که تحقیق و مستندسازی می کنیم برای عمل. چون هدف ما در نهایت پاسخگو کردن ناقضان حقوق بشر است. بدین معنا به جرات میتوانم بگویم، ما تنها سازمان حقوق بشر ایرانی هستیم که بیشتر از آنکه تمرکزمان روی قربانیان حقوق بشر باشد، روی ناقضان و مرتکبان نقض حقوق بشر است. ما به طور مداوم در حال پرسیدن این سوال از خود هستیم که چگونه میشود ناقضان حقوق بشر را به میز محاکمه کشاند و یا از طریق دیگر وادار به پاسخگویی کرد؟ چه امکاناتی را در اختیار داریم که این ناقضان شناخته بشوند، موارد آن مستندسازی بشود و ارتباط بین عملی که مرتکب شده اند و و مورد نقض حقوق بشر به لحاظ حقوقی اثبات بشود. این بخشی بزرگی از کار ما در سازمان عدالت برای ایران است.  

- فکر میکنید با توجه به تمام فعالیت های صورت گرفته، هم از سوی سازمان شما و هم سایر سازمانهای حقوق بشری، آیا این فعالیت ها توانسته است به عنوان یک اهرم کارآمد، برای کاهش و یا پیشگیری نقض حقوق بشر در ایران کارساز و موفق باشد؟
مهم این است که موفقیت را در چه میبینیم؟ متاسفانه در مدل ایرانی، موفقیت به این صورت تعبیر میشود که تمامی مشکلات موجود در جامعه یک شبه و توسط سازمانهای حقوق بشری حل بشود. اگر برداشت چنین باشد، باید بگویم خیر. چون این شکل و روش نه در ایران و نه در هیچ کجای جهان نه اتفاق افتاده است و نه اتفاق خواهد افتاد. اما اگر مفهوم موفق بودن را به معنای واقع بینانه نگاه کنیم، فکر میکنم که سازمانهای حقوق بشری دست آوردهای بسیار درخشانی داشته اند. اگر به همین یکی دو سال گذشته نگاه کنیم، دو موفقیت بزرگ را می توانیم شاهد باشیم که دستاورد سازمانهای حقوق بشری بوده. اول آنکه به هر حال موفق شدند سازمان ملل و سیستم بسیار محافظه کارانه شورای حقوق بشر را قانع کنند که گزارشگری ویژه برای وضعیت حقوق بشر در ایران تعیین کنند و مهمتر از آن این ماموریت برای یکسال دیگر تمدید شود. این مسئله آسانی نبود. موفقیت دیگر سازمانهای حقوق بشری که ما هم در عدالت برای ایران بسیار زیاد روی این مسئله در سطح اتحادیه اروپا تلاش کردیم، متقاعد کردن اتحادیه اروپا برای وضع کردن تحریم های حقوق بشری بود. یعنی اینکه اشخاصی را که در نقض حقوق بشر دست داشتند در لیست افراد ممنوع الورود به اتحادیه اروپا قرار دهند، دارایی هایشان را مصادره کنند و... نکته بعدی گسترش دادن این لیست بود. اینکه این لیست تنها محدود به افراد حقیقی نباشد و سازمان و نهادهایی که در نقض حقوق بشر در ایران نیز دست داشتند، شامل تحریم های اتحادیه اروپا بشوند. ما در حال حاضر به طور خاص روی دو نهاد «مرکز جرایم سایبری سپاه» و شبکه «پرس تی وی» در حال فعالیت هستیم. این موضوع را ما باید همواره مد نظر داشته باشیم که چنین فعالیت هایی به راحتی به نتیجه نمی رسد. جمهوری اسلامی عضو هیچ کدام از کنوانسیون های مهم حقوق بشر مانند کنوانسیون منع شکنجه، کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان و همینطور عضو دادگاه بین المللی کیفری نیست. یعنی ما مکانیزم های بسیار محدودی برای اعمال فشار به جمهوری اسلامی داریم. این سازمانهای حقوق بشری بودند که چنین مکانیزم هایی را با تلاش و کوشش خود خلق کردند و این از نظر من دست آورد بسیار بزرگی است. در یک محدوده کوچکتر هم که اگر بخواهیم فعالیت سازمانهای حقوق بشری را مورد بررسی قرار دهیم، تاثیر بسیار زیاد این سازمانها روی پرونده بسیاری از زندانیان سیاسی بوده است. به طور نمونه دو زندانی سیاسی کرد به نامهای زانیار و لقمان مرادی که در یک پرونده کاملا ساختگی و براساسا اعترافات تحت شکنجه، به اتهام ترور پسر امام جمعه مریوان محکوم به اعدام شده اند، اثر تلاش سازمانهای حقوق بشری بود که باعث شد احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر، در گزارش خود در صحن علنی شورای حقوق بشر سازمان ملل از این دو زندانی نام ببرد. درست بعد از این گزارش بود که دادستان پذیرفت نماینده ای را به زندان رجایی شهر برای پیگیری وضعیت پرونده این دو زندانی بفرستد. در واقع در ادامه فشارهای سازمانهای حقوق بشری بود که سیستم بسته قضایی جمهوری اسلامی هم ناگزیر شد به این دو نفر بعد از بیشتر از دو سال ملاقات بدهد و آنها را برای معالجه به بیرون زندان بفرستد. من همچنان به این قاعده کلی معتقدم، با اینکه جمهوری اسلامی همواره وانمود می کند که فشار بین المللی برایش مهم نیست، در عمل و در واقع فشار بین المللی برایش مهم بوده. به طور مشخص حذف مجازات سنگسار از قانون مجازات تنها تاثیر فشارهای بین المللی بوده که از رهگذر اطلاع رسانی و کمپینهای جنبش زنان حاصل شده و نه چیز دیگری.

- اخیرا با تلاش سازمان های مدافع حقوق بشر و همینطور سازمان عدالت برای ایران به مدیریت شما، افراد زیادی از مقامات نظام جمهوری اسلامی از سوی اتحادیه اروپا در لیست تحریم افراد حقیقی به عنوان ناقضان حقوق بشر در ایران قرار گرفته اند. به طور کلی روند تشکیل پرونده در خصوص این افراد چگونه بوده است و تا چه میزان این تحریم ها و پرونده سازی علیه ناقضان حقوق بشر، قدرت اجرایی دارد؟  
وضع شدن تحریم ها به خودی خود خوب است. هر چند کافی نیست و باید زمینه اجرایی هم داشته باشد. سوال ما هم همین است که تا چه میزان تاثیر داشته است و اجرا شده است. یکی از اتفاقاتی که تحت فشار سازمانهای حقوق بشری رخ داد، افزوده شدن مقامات جدید به فهرست تحریم های حقوق بشری در اتحادیه اروپا بود. اگر دقت کرده باشید، افراد مشول تحریم در سه لیست فهرست شده اند که در ابتدا فهرست اولیه بود، فهرست دوم که شش ما بعد تصویب شد و فهرست آخر که یکسال بعد تصویب شد. خب با مقایسه همین سه فهرست متوجه میزان موثر بودن تحریم ها را میبینیم. فهرست اول در حقیقت شامل هیچ فرد مهمی نبود. غیر از کسانی که اسامی شان بسیار بدنام بوده. کسانی مثل قاضی مرتضوی یا سردار رادان. یعنی در حقیقت به قدری بدنام بوده اند که نمی توانسته اتحادیه اروپا این اسامی رو حذف کند. اما فهرست اول تقریبا شامل هیچ مقام اجرایی و یا دولتی خاصی نبود. در حالی که در فهرست سوم که یک سال بعد تصویب می شود، ما شاهد حضور اسامی چندین مقام اجرایی در ایران هستیم که مطمئنن این تحریم ها کار آنها را مختل خواهد کرد. مانند رئیس سازمان صدا و سیما. میدانیم که رئیس این سازمان سال گذشته از آلمان دیدار کرد، در حالی که دیگر امسال امکان چنین سفری برای او در محدوده کشورهای عضو اتحادیه اروپا وجود ندارد. به این معنی که ویزایی برای ایشان صادر نخواهد شد. همینطور وزیر ارتباطات و فن اوری اطلاعات. که باز هم یک نهاد و مقام اجرایی است که کاملا انجام وظایف شغلی این وزارت خانه مرتبط است با بسیاری از ارتباطات بین المللی و در آخر رئیس قوه قضائیه که هم به لحاظ سمبلیک اهمیت بسیاری دارد و هم به لحاظ اجرایی و عملی محدودیت های زیادی را به وجود خواهد آورد. در واقع به نظر میرسد که تحریم ها به شکل جدی تری در حال پیش روی است. یکی از این پیشنهادات ما به مقامات اتحادیه اروپا این بود که فرزندان و خانواده افرادی که در لیست تحریم ها هستند هم می بایست در لیست تحریم قرار بگیرند. برای اینکه بسیاری از افرادی که در لیست تحریم ها هستند، ممکن است هرگز به کشور اروپایی مسافرت نکنند و یا دارایی و اموالی به نامشان در خارج از کشور وجود نداشته باشد، ولی در عین حال احتمال بسیاری زیاد وجود دارد که فرزندان ایشان در دانشگاههای خارج کشور در حال تحصیل باشند و در واقع درآمد پدرانشان که از نقض حقوق بشر در ایران به دست می آید، مخارج زندگی این افراد را تامین می کند. این یکی از جدی ترین توصیه های ما بوده است. توصیه دیگر ما این بوده که این تحریم ها جهت تاثیرگذاری بیشتر به برخی از نهادهایی که به واسطه انجام کارهایشان به ارتباطات در سطح اروپا احتیاج دارند گسترش پیدا کند. به طور مثال شبکه پرس تی وی، بدون پخش شدن از سه ماهواره اروپایی، هاتبرد، یوتل ست و ماهواره دیگری که در کشور لوکزامبورگ ثبت شده است، عملا نمی تواند دیگر پخش جهانی داشته باشد.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر