۱۳ خرداد، ۱۳۹۱

نقش رسانه‌ها در جوامع آزاد

مصاحبه‌ام با پتکین آذرمهر که در سایت بامدادخبر منتشر شده است.

اشکان منفرد از بامدادخبر، گفتگویی داشته است با پتکین آذرمهر در خصوص «نقش رسانه ها در جوامع آزاد» که در ادامه میخوانید.
پتکین آذرمهر، از هواداران زنده یاد دکترشاپور بختیار، و وبلاگ نویس و روزنامه نگار شاغل در نشریه تایمز لندن و از چهره های مطرح و پر نفوذ در خصوص مسائل ایران در رسانه های غیرفارسی می باشد. پتکین از اولین ایرانیانی است که به بهره برداری سیاسی از اینترنت پی برد و سایت اولیه نهضت مقاومت ملی را تاسیس کرد. او در وبلاگش خود را حامی ۴ اصل ِ دمکراسی، سکولاریسم، ناسیونالیسم و شایسته سالاری معرفی میکند و این چهار اصل را لازمه پیشرفت هر کشوری میداند. وی در سال 2009 موفق شد جایزه Cutting Edge Award را از شورای بین المللی نشریات و رسانه سال 2009 در لندن دریافت کند.

1- در نظام رسانه ای در غرب و جوامع آزاد، چه تفاوتی بین عملکرد رسانه دولتی و خصوصی را میتوان شاهد بود؟

در واقع تفاوت ها از لحاظ استقلال فکری در حال کمتر شدن هستند. چون حتی رسانه های دولتی از آزادی عمل بیشتری برخوردار هستند و دیگر نمیشود گفت که رسانه های دولتی در جامعه های آزاد، صدا و بلندگوی دربست دولت ها هستند. نقش هیات های نظارتی بر رسانه های دولتی هم نقش سانسورچی افکار و اندیشه و اخبار نیست و نقش حمایت از مصرف کننده را دارد. رسانه های دولتی حتی این امتیاز را هم دارند که به فکر بازاریابی و جلب مخاطب نباشند؛ و بنابر این میتوانند به موضوعاتی بپردازند که مخاطب کمتری دارد. در نهایت آن چیزی که باعث ارتقا کیفیت رسانه ها و انگیزه ای برای بهبود برنامه ها میباشد مثل هر کالای دیگری در جوامع آزاد، اصل رقابت است که جلوی رکود و پسرفت را میگیرد.   

2- نقش دولت و رسانه در شکل دهی تفکر و رفتار گروهی در جامعه چیست؟ کدامیک رهبری نوع رفتار فرهنگی-سیاسی جامعه را به عهده دارند؟

دولت خوب، جامعه سالم تری را پرورش میدهد و دولت بد، برعکس جامعه بدتر و فاسدتری. از مثال های خوب برای پشتیبانی این نظر، نمونه های آلمان شرقی و آلمان غربی یا کره جنوبی و کره شمالی هستند. یک مردم با یک فرهنگ، زبان و تاریخ ولی با رفتار گروهی کاملا متفاوت بخاطر سیاست های دولت های حاکم. سیاست گذاری های دولت ها یک چارچوبی برای رفتار گروهی در جامعه ایجاد میکنند. مثلا سیاست های نژادپرستی ستیزی، چه آموزشی و چه قوانین وضع شده، کمک میکند رفتار گروهی اصلاح ‌بشود. رسانه ها هم تابع افکار عمومی هستند و هم افکار و رفتار را شکل میدهند. موازنه حساسی که مدیریت رسانه باید با دقت زیاد آن را انجام بدهد.  

3- عملکرد رسانه‌ها در بازتاب مشکلات و موانع سد راه جامعه و شکل پرداختن به آن به چه صورتی است؟ اصولا نقش رسانه در جوامع آزاد بر پایه نقد و به چالش کشیدن استوار شده است و یا تنها بازتابِ بدون مسئولیت اخبار و رخدادهای اجتماعی-سیاسی؟

بدون شک رسانه ای که تنها بازتاب بدون مسئولیت اخبار و رخدادهای اجتماعی-سیاسی داشته باشد؛ در جوامع آزاد شکست میخورد. هر خبری، هر موضوعی باید به نقد و چالش کشیده شود بدون آنکه چالش کننده یا منتقد با عواقب زندان و شکنجه و غیره مواجه شود. نقد و به چالش کشیدن در جوامع آزاد برای مردم جذابیت دارد.  رسانه ها با بازتاب مشکلات و موانع، جامعه را در مقابل بی تفاوتی و فساد مسئولین واکسینه میکنند. برای همین میگویند مطبوعات رکن چهارم دمکراسی هستند. بدون مطبوعات آزاد، دمکراسی، پاسخگویی و شفافیت حاکمیت و..، شرکت فعال مردم در فرایندهای اجتماعی  امکان پذیر نخواهند بود. همین چهار رکن باعث پیشرفت جامعه و بهبود وضعیت رفاهی مردم میشود.

 4- تکنیک‌های تبلیغ و اطلاع‌رسانی برای جذب دو قشر متوسط  و پائین جامعه در این کشورها چگونه است؟ آیا شکلی از روش های پوپولیستی برای جذب مخاطب و یا وارونه نشان دادن مسئله ای از سوی رسانه دولتی و خصوصی وجود دارد؟

یکبار دیگه تاکید میکنم رسانه ها مثل هر کالای دیگری هستند که مخاطب های گوناگونی دارند و باید روش تشخیص جذب مخاطب با هوشمندی اتخاذ شود. برای رساندن آگاهی به قشرهای گوناگون باید از کانال های مختلف استفاده کرد. کلا رسانه های موفق باید همه جوانب یک موضوع را با بیطرفی به مخاطب ارائه بدهند و تصمیم گیری بعهده مخاطب باشد. رسانه ای که خود برای مردم تصمیم میگیرد، جنبه پروپاگاندا میگیره و بسرعت مخاطب خود را از دست میدهدو مثل صدا و سیما (جمهوری اسلامی) یا تلویزیون های لوس آنجلسی که بخاطر پروپاگاندای بارز خود اعتبار خود را در بین مخاطب از دست میدهند. هر چه یک رسانه از تعادل بیشتری برخوردار باشد و بیطرف تر عمل کند و منعکس کننده نظریات متفاوت تری باشد، اعتبار بیشتری خواهد داشت.

 5- آیا رسانه ها، ناشران و نویسندگان با مسئله ای تحت عنوان «خط قرمز» در انتشار دیدگاه های خود روبرو هستند؟ اگر آری، این نکات شامل چه مواردی می شود و آیا در جوامعی که آزادی بیان از اساسی ترین حقوق فردی و شهروندی است، تضاد و تناقضی در حق آزادی بیان و موضوعی تحت عنوان خط قرمز وجود ندارد؟

خط قرمز وجود دارد ولی به نوعی متفاوت تر از جوامع استبدادی. در جوامع آزاد خطوط قرمز برای حمایت از جامعه و آزادی مردم و حمایت از قشرهای بی دفاع است، نه برای حمایت از سیاست های مسئولان. در جوامع آزاد شما میتوانید از هر مسئولی انتقاد کنید و سیاست ها و حتی کاراکتر او را به چالش بکشید. ولی نمیتوانید از مردم بخواهید او را بکُشند! نمیتوانید جامعه را تشویق به خشونت کنید، یا به فرزندان و خانواده وی حمله کنید. معیار در حقیقت، آزادی و حقوق تک تک شهروندان است. خط قرمز برای حمایت از قشرهای بی دفاع جامعه مثل کودکان است. خط قرمز در رسانه ها برای دفاع از حق و حقوق و آزادی شهروندان بدون توجه به پایگاه اجتماعی آنان است.  

 6- تا چه میزان رسانه های گروهی، علاوه بر این که در فرآیند ارتباطات و جابه جایی اطلاعات در درون جامعه سهم دارند، می توانند در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به موازات تحولات عمیق در نهادهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی جامعه نقش داشته باشند و به عنوان اتاق فکری مستقل سیاست ها و مواضع ایشان را به چالش بگیرند؟

تفاوت رسانه ها و اتاق های فکر یا اندیشگاه ها این است که رسانه ها در گردش اطلاعات و به چالش کشیدن سیاست ها نقش دارند ولی الزامی به طرح سیاست های جدید و ارائه راهکار با جزییات ریز را ندارند. آنها میتوانند منعکس کننده راهکارها به صورت کلی باشند. فرض کنید آلودگی هوا معضلی باشد، رسانه به این موضوع میپردازد، مسئولین را به چالش میکشد و نظرات کارشناسان و مردم عادی را برای راهکارهای مناسب منعکس میکند. مطالعه تحقیقاتی برای راهکار ها به عهده متخصصین و اندیشگاه ها است.

 7- آیا مسئله ای با عنوان سیاست رسانه ای وجود دارد؟ یعنی رسانه ها در انتشار اخبار اصل توازن و بی طرفی را رعایت می کنند و یا به طور کلی چیزی به عنوان رسانه بی طرف وجود خارجی ندارد و هر یک بسته به تفکر نویسنده و ناشر نوعی دیدگاه و تفکر را به خواننده القا می کنند؟

هر رسانه سیاست خاص خود را دنبال میکند و این بیشتر از هر چیز مربوط‌ به بازار این رسانه میشود. یک رسانه سیاست جنجالی کردن خبر اتخاذ میکند و پوپولیستی عمل میکند و به سرتیتر بسنده میکند، یک رسانه عمیقتر عمل میکند. یک رسانه بیشتر به افکار چپ نزدیک است یک رسانه برعکس و یک رسانه بیطرف تر از بقیه عمل میکند. در واقع هر رسانه میخواهد بخشی از بازار را تصاحب کند و متناسب با آن بخش از بازار کالا ارائه میدهد. نتیجه این میشود که در هر زمینه رسانه ای وجود دارد و گزینه انتخاب با مصرف کننده است. حمایت مصرف کننده باعث موفقیت رسانه میشود.

8- منافع مردم، (به مفهوم حق دانستن)، منافع دولت (به مفهوم مصلحت اندیشی در سیاست)، و یا منافع ملی (به مفهوم آینده سیاسی و حقوقی)، کدامیک از این سه موضوع رکن اصلی تفکر غالب بر رسانه است؟ 

منافع رسانه برای رسانه تقدم دارد. هیچ رسانه ای  نمیخواهد درآمدش کمتر شود یا ورشکست شود یا مخاطبش را از دست بدهد ولی این در نهایت منافع مردم هم میشود چون مردم از رسانه ای که به نفعشان نیست و یا به موضوعاتی که برایشان جالب نیست حمایت نمیکنند. یعنی در نهایت میزان، استقبال مردم از رسانه است. موفقیت دوره ای رسانه ها نیز همین امر را تایید میکند. چون سلیقه مردم و افکار مردم در دوره های متفاوت مختلف است. یک روزنامه چپگرا در یک دوره ای  فروشش بیشتر است ولی با گذشت زمان و تغییر سلیقه جامعه فروشش افت میکند و غیره..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر