۱۸ اردیبهشت، ۱۳۹۱

خشونت عریان جامعه ایرانی / از باد کردن روباه، به آتش کشیدن الاغ، سلاخی خرس و گربه تا کشتن خر با پتک



جامعه ایرانی وارد فاز تازه‌ای از خشونت طلبی شده. قبل‌تر فکر میکردیم که شاید به خاطر تبلیغات رسانه‌ای حکومت و فرهنگ انتقام نزد خود مردم باشه که شاهد حضور 5 هزار نفر ساعت 4 صبح یه روز سرد برای اعدام قاتل سعادت‌آباد هستیم. فکر میکردیم که ریشه گرد هم آمدن 5 هزار نفر در مراسم قصاص قاتل روح‌الله داداشی حاصل تفکر انتقام‌جویی جامعه است که دولت و قانون اختیارش رو به شهروندانش داده.. ولی الان واقعا موضوع فرق کرده.
مدتها فکر میکردم که هرگز نمی شود فیلمی عجیب‌تر از «سالو» ساخته پازولینی رو بوشود ساخت. مدتها ذهنم درگیر سکانس‌های این فیلم بود و رفتار انسان‌ها با یکدیگر.. حداقل دلخوش بودم که در غالب یک فیلم شاهد چنین صحنه‌هایی هستم.. تا وقتی که حوادث دو سال سوریه و ایران و لیبی پیش اومد و نظرم تغییر کرد و دیدم خشونت و قساوت مرز و حدی نداره. ما در تمام این سالها هر شکلی از خشونت رو که برای بار اول شاهدش بودیم، به مرور زمان علیرغم اینکه به امری عادی بدل شد برامون، اون خشونت رشد کرد و شکل‌های تازه‌تری از خودش رو نشونمون داد.. برخی خشونت‌ها آموزه‌های دولت بود به مردم، و برخی ناهنجاری های خود جامعه که در حال فوران کردن است.. از کتک زدن زن و دختر تو خیابون به دست نیروی انتظامی و گشت ارشاد به بهانه حجاب، از کهریزک به دست دولت تا تجاوزهای گروهی لباس شخصی ها به میهمانان در مراسم مختلط در باغ های شخصی و پریدن از دیوار باغ به داخل و تجاوز به زنان مقابل چشمان شوهران و فرزندانشان
..
اینها تنها بخش هایی از خشونت های عریان و پنهان جامعه ی در حال سقوط است. به نمودار رشد خشونت و نوع خشونت دقت کنید. از عادی شدن صحنه های قربانی کردن خروس و گاو و گوسفند در مراسم و آئین های مذهبیمون این شکل و نوع از خشونت ها شروع میشه. همین عادی شدن خونریزی و سر بریدن و گرفتن جان یک موجود زنده تبدیل میشه به سلاخی کردن یک نفر در روز روشن در سعادت آباد و نظاره گر بودن مردم. همین مسئله ادامه پیدا میکنه و در چند ده کیلومتر اونور تر در کرج و در یک فاصله زمانی نه چندان دورتر در مورد انتقام یک زن از شوهرش رخ میده. صحنه تکراری و واکنش عادی مردم به جان دادن یک نفر دیگر در کف خیابان
از بی تفاوت شدن به درگیری گشت ارشاد با مردم در کوچه و خیابان هم تا به خاک و خون کشیدن معترضان در چند سال اخیر هم تفاوتی وجود نداره. همه این مسائل تنها به بی تفاوتی و عادی شده مسئله منتهی شده. از دنبال کردن گربه با چوب و زدن سگ با سنگ و تیرکمان هم تا سلاخی کردن دو توله خرس و یک ماده خرس تفاوتی نیست. از آتش کشیدن گربه زنده و فیلمبرداری کردن چگونه دست و پا زدنش تا فیلمبرداری صحنه اعدام در ملاء عام و یا جان دادن یک نفر در کفت خیابان هم تفاوتی وجود نداره. تنها عادت کردیم به خواندن خشونت.. به دیدن خشونت..
متهم دستگیر شده در خصوص سلاخی دو توله خرس و مادرشان سابقه بریدن دست و پای یک روباه رو داشته که بعد با کمپرسور بدن روباه را باد کرده تا حیوان ترکیده.. در مورد دیگری همین متهم و یکی دیگر از نزدیکانش شکم الاغی را سوراخ کرده بوده و داخل آن بنزین ریخته و آن را آتش زده بوده.. اینها که میخوانید تخیل نیست به والله.. خیالپردازی نیست. قرار هم نیست فیلم «سالو» ورژن 2 ساخته شود. این اتفاقات دارد در ایران می افتد.. در تهران.. در سمیرم.. در کهریزک..

۱ نظر:

  1. اشکان من از تو تعجب می کنم که یه جوری نوشتی که این خشونت عریان مال الانه. نه عزیزم. این یه تاریچه فرهنگی طولانی داره. الان فقط موبایل اومده وسط.. جامعه ایران سقوط نکرده. ته چاهه

    پاسخحذف