۲۲ بهمن، ۱۳۹۰

قطار نا کجا آباد سی و چهار ساله شد!



سی و چهار سال انقلاب اسلامی، سی و چهار سال حکومت نمایندگان الله در ایران، چندین دهه آشوب و توطئه، زندان، ترو و جنایت، نتیجه ای غیر از وضعیت موجود به همراه نداشته. یعنی با تئوری های پوشالی و مصنوعی چون "از اسلام نبوی" تا "شیعه علوی" شریعتی" و از "اقتصادِ توحیدی" تا "تشیع، تئوری راه استقلال و پیشرفت" بنی صدر، نمیتونسته بهتر از این وضعیت رو به همراه داشته باشه. به عبارتی، وقتی رهبری و هدایتِ راهِ پیشرفت یک جامعه به دست گروهی متفکر دینی سپرده شد، نباید انتظاری بیشتر از حال رو داشت!
اما با گذشت بیش از سه دهه از عمر انقلاب و شکست و شرمساری که نتیجه آن بوده، و با آشکار شدن آن بر خود مذهبیون و مردم و جهانیان، این انتظار می رفت تا گروهی که به نوعی پشیمان از کردار خود در گذشته شده اند بیایند و فکری به حال و سرنوشت خود و آینده این مملکت کنند. حداقل برای اینکه حرمت نداشته دینشان به عنوان مقوله ای شخصی را در گروهی حفظ کنند. اما با وجود تمام بدبختی و سیه روزی که ملت در این سی و اندی سال با آن دسته و پنجه نرم کرده اند، همواره عده ای در نقاب های متفاوتی و با شعار های تازه ای، همچنان مشغول بازسازی دوباره عقاید و باورهای کهنه ی متجددانه خود هستند و خوابِ اسلام ِرحمانی دیگری رو برای ملت دیده اند .
برداشت من از سخنان و نوشته های روشنفکران دینی، چیزی غیر از وقوعِ اسلامِ خونینِ دیگری نیست!
زمانی شریعتی با آن زبانش باعث شور ِ انقلابی در مردم شد و نتیجه اش را سی و چهار سال است که تحمل میکنیم! و حالا سروش و کدیور و اشکوری و سایر روشنفکران مذهبی به طرح عقاید مذهبی خود پرداخته اند. به قول دکتر علی میرفطروس: "سروش يك فيلسوف اسلامى است كه عرفان و ادبيات ايران را بخوبى مى شناسد. ساده ترين مفاهيم علمى، مذهبى و فلسفى را در لفافه اى پيچيده و شبه فلسفى، طرح و تبيين مى كند. او اهل «كلام» است و لذا ضعف ها و تناقضات درونى عقايدش را در سيلى از كلام و كلمات عارفانه، فلسفى و «علمى» پنهان مى كند. سروش مانند شریعتی، معتقد به اصلاح اسلام ذاتی از اسلام تاریخی است. سروش معتقد است که اسلام تاریخی، نتیجه فهم و درک و سنتِ نسل های گذشته است و فهم و درک گذشتگان ربطی به اسلام ندارد !
سالهاست از خودمون میپرسیم چرا انقلاب شد؟ آیا از خودتون پرسیدین چرا در کشور ما انقلاب شد؟ چرا ایرانیانی که در رفاه و خوشی نسبی زندگی میکردن و اعتبار و وجهه بسیار خوبی در تمام جهان داشتن, تصمیم گرفتن انقلاب کنند؟ پاسخ اون ساده ست. ولی خیلی دیر و زمانیکه 34 سال از انقلاب گذشته فقط میتونه عبرتی باشه برای آیندگان ما! تفکرات افراطی اسلامی مثل القاعده امروزه دنیا رو دستخوش فجایع انسانی قرار داده. اسمش اسلامه ولی در عمل کشتار و قتل و عام فجیعانه انسانهای بیگناه. از آمریکا بدشون میاد, در عمل مردم بیگناه و هم وطن های خودشون رو میکشن. کودکان و زنان، جوانان و پیران. برای اونها هدف و ایدئولوژی فقط کشتار و به قتل رسوندنه و مهم نیست کی باشه. حتا انسانهای معلول و حتا خودشون و اسمش رو گذاشتن فرهنگ شهادت و رشادت و اسلام!

 در ایران زمانیکه رضا شاه به قدرت رسید و دست ملاها رو از همه چیز کوتاه کرد, با دیکتاتوری و قدرت نظامی خودش تونست اوضاع کشور رو سامان ببخشه. فرزندش محمد رضا شاه وقتی روی کار اومد محبوب قلوب اکثر مردم ایران بود. زمانیکه مصدق و کاشانی از کم تجربگی شاه سوء استفاده و قدرت رو قبضه کردن, شاه توانست با جلب حمایت آمریکایی ها سر قدرت باقی بمونه و در عوض منافع بسیاری رو به اونها ببخشه. در کنارش ساواک رو بنیان گذاری کرد و قدرتش رو مطلقه کرد. سیر سقوط محبوبیت شاه از این زمان شروع شد و طبقه ای در ایران شکل گرفتن که مورد نفرت نیمی از جمعیت ایران شدن و همین جمعیت با انقلاب کردن به حضور پهلوی پایان دادن.

در ترکیه کمال آتاتورک تونست کشور تجزیه شده و فقیر عثمانی رو متحد کنه و سامان ببخشه و سکولاریسم رو بنیاد بذاره و با اقداماتی مشابه رضا شاه اما بهینه تر, ترکیه رو به کشوری شبه غربی بدل کنه, امروزه شاهدیم که مردمش دارن همون راهی رو میرن که 34 سال قبل مردم ایران پیمودن. یعنی دارن از سکولاریسم به سوی اسلام گرایی حرکت میکنن. یک حرکت معکوس. ارزش های افراطی آتاتورک کم کم بی رنگ شدن و مردم دوباره دارن بر میگردن به چیزی که نداشتن و به زور ازش محروم شدن.
استالین در شوروی پرده ای آهنین بین شرق و غرب کشید و مردم رو به شدت سرکوب کرد و کمونیسم رو همه گیر. هزاران انسان رو در سیبری کشت و یا ترور کرد و تبعید. رژیمی عظیم و هولناک ایجاد کرد که حتا امروز هم از اون دوران با وحشت یاد میشه بعد از هفتاد سال. تمام این تشویقات و مذهب زدایی هایی استالین و رهبران بعد از اون هرگز باعث نشد مردم شوروی و روسیه فعلی کافر بمونن و یا کمونیست بشن. در سال ۱۹۹۰ پایه های این قدرت آهنین فرو ریخت و مردم با آغوش باز فرهنگ غرب رو پذیرا شدن. چیزی که در اون زمان در حکم محاربه با خدا رو داشت !
در تمام این مثال ها نقطه ای که مشترک بود, اینه که روی عقیده ای بیش از حد پا فشاری شده! و نکته روانشناسانه اون اینه که انسان موجودی هست که از هر چیزی منع بشه, بیشتر به سوی اون گرایش پیدا میکنه. کشوری روی لامذهبی, کشوری روی مذهب گرایی, کشوری روی استثمار مردمش, کشوری روی ایدئولوژی سیاسی, کشوری روی سو استفاده و سرکوب شدید مردمش, غارت ثروتهای ملی و ... تمام اینها گذرا بوده ! نتیجه این سو استفاده ها و بهره برداری های افراطی باعث شده که همواره در منطقه خاورمیانه و کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین ما یا شاهد سرنگونی حکومت ها باشیم یا انقلاباتی صورت بگیره یا نظامیان قدرت نمایی کنن یا کشورهای غربی به اون کشورها لشکر کشی کنن و یا دیکتاتوری مطلق حاکم باشه و یا تفکراتی شیطانی شکل بگیره که ریشه در مذهب و یا عقایدی افراطی دارن. باید این نقاط رو حذف کرد با ایجاد مساوات!

در زمان شاه, طیفی از مردم بر حسب آموزه های دینی و پیروی از آن عقیده ها، همیشه محروم بودن و مدتهای مدیدی احساس حقارت میکردن. این طیف بیشتر پیرو آداب و رسوم مذهبی و سنت ها بودن و نتونستن خودشون رو با آرمان های رضا شاه و محمد رضا و اصلاحات و پیشرفت زمان وفق بدن و براشون یک ضد ارزش شکل گرفت و به فرزندانشون منتقل شد. همون طوری که امروزه تک تک ما فرزندان زاده شده در دوران انقلاب, انقلابی بودن و اسلام گرایی برامون یک ضد ارزشه و این باور رو از والدین و خانواده هامون دریافت کردیم و حتا شستشوی مغری ما در طول سالهای تحصیلی و زندگی در کشوری سراسر خفقان وهم نتونست ذره ای از نفرت ما از مظاهر انقلابی و اسلامی کم کنه, که بیشتر شد!
در اون زمان به اصطلاح طاغوتی ها و ساواکی ها و درباری ها و از ما بهتران, سالیان سال خار چشم این افراد بودن و براشون عقده شده بود دیدن زندگی های اونها. گو اینکه اونها هم رفاه نسبی داشتن. زمانیکه انقلاب شد, همین عقده های حقارت و تفکراتی که سینه به سینه منتقل شده بود سر باز کرد و عده ای با سوء استفاده از این احساسات سرگردان تونستن توده مردم مخالف رو شکل بدن. نگاهی به عکس ها و فیلم های اون زمان گویای این هست که مردم واقعن نمیدونستن برای کی دارن سینه میزنن؟ چپی و راست و افراطی و مذهبی و بیتل و .. همه در کنار هم بودن! هو پیچیده بود و مردم دور هم جمع شده بودن.
مردم فکر میکردن شاه اونقدر داره که داره خدایی زندگی میکنه و افسانه ای. و امروز شاهد اون هستیم که همون کسانیکه در فقر مطق و زیر دست و دون بودن در جامعه اون زمان, امروز قدرت رو در دست گرفتن و پالون بوده که عوض شده! شغل های کلیدی دارن, رئیس جمهور شدن، رئیس دادگاه شدن، رئیس فلان نهاد و موسسه و ارگان شدن. این چرخه مدام در حال تکراره. ۳۰ سال یا ۵۰ سال بعد هم دوباره این عده سرنگون و جناح مخالف اونها روی کار میاد و ریشه اینها رو میسوزونن. ۵۰ سال بعد دوباره این جناح به زیر کشیده شده و جناح بعدی روی کار میاد!
امروز وقتی از کاخ های سعد آباد و نیاوران دیدن میکنیم, امکانات و لوازم و حتا معماری این کاخ ها حقیرانه تر از منازل خیلی از سرمایه داران در تهران و مناطق شمال شهر هستش!  پست تر از خیلی از شخصیت های مهم کشور ماست. حقیقت اینجا روشن میشه که 34 سال قبل اگر مردم عادی از زندگی واقعی شاه و یا جریانات پشت پرده با خبر بودن و دموکراسی برقرار بود و روشن نمایی, اگر سرکوب صورت نگرفته بود و اگر ساواک شکنجه هایی رو اعمال نمیکرد و اگر شاه قدرت مطلقه سیاسی و فکری کشور نبود، انقلابی هم رخ نمیداد! و امروز, زنگ خطر برای دولت فعلی ایران که درست جا پای شاه گذاشته, به صدا در اومده که روند این چرخه به پایان خودش نزدیک میشه و اینبار هم تفکری مقابل دولت فعلی بر اون چیره و شاهد حکومتی متفاوت هستیم.
من امیدوارم روزی در کشورم چنان عدالت و برابری ای برقرار بشه که مذهبی در کنار لامذهب به آزادی قدم برداره و بهش توهین نکنه. بی حجاب در کنار باحجاب آسوده باشه و نترسه از اینکه سرش بریده میشه تا هرگز گرفتار چنین محرومیت ها و فجایع تاریخی نباشیم. اینکه امروزه پارک ها و سینماها و کتابهای درسی و پیاده روها و ... رو زنانه و مردانه دارن میکنن, یعنی تفکری افراطی رو دارن به زور قالب میکنن. همونی که زمانی شاه داشت تفکر ایران پرستی و وطن گرایی رو به زور به مردم القا میکرد که نتیجه شد نابود کردن میراث باستانی ایران توسط این دولت. هر تفکر افراطی, تفکری افراطی تر از خودش رو باعث خواهد شد. نقطه مقابل تفکرات افراطی مذهبی, لامذهبی مطلق شکل میگیره. اگر روزی این حقیقت رو فهمیدیم که همه چیز باید باشه و مساوات و برابری و اعتدال در همه چیز رعایت بشه بدور از افراطی گرایی, کشوری آباد با مردمی خوشبخت و سعادتمند مثل اروپا یا آمریکا خواهیم داشت. چرا این کشورها ثبات سیاسی و اقتصادی دارن؟ چون شما اگر با حجاب چادر در انگلستان یا آمریکا قدم بزنین کسی به شما نه نگاه میکنه نه توهین میکنه نه تف میکنه. ولی اگه کسی بی حجاب در ایران قدم بزنه, حتا یک خارجی, بهش توهین میکنن و ایجاد نا امنی صورت میگیره. اگر این مسائل حل بشه و در فرهنگ ما جا بیافته, آینده ایران تضمین شده ست در غیر این صورت این چرخه انقلاب هر چند ده سالی دوباره شکل خواهد گرفت.


سی و چهار سال یش در چنین روزی:
انقلاب ما انفجار نور بود, امام آمد. آن مرد با اسلام آمد! عطر گل سوسن و یاسمن آید.. دیو چو بیرون رود فرشته در آید! خمینی ای امام، خمینی ای امام... بگو مرگ بر شاه! اینها همه خاطراتی رو زنده میکنن که ملتی نادان با سرنوشت خودش چنان بازی کرد که امروز بعد از گذشت سالها, نه تنها اون روز رو گرامی نمیداره, که لعنت به خودش و کسانی میفرسته که بانی و باعث شکل گیری انقلاب و سرنگونی پهلوی بودن. 34 سال گذشته تا ملتی بفهمن چه کردن و چه چیزی بدست آوردن و چه چیزی رو از دست دادن. امروز سی و چهارمین سالگرد کودتای اسلامیون و شکل گیری یکی از بدترین انواع حکومت در جهان رو به ظاهر جشن دولتی گرفته میشه تا ثابت بشه چرا انقلاب شد؟ زمانی دفاع از آرمان و نهضت خمینی برای ملت ما افتخار بود ولی امروز میبینیم که نه تنها تا انقلاب مهدی خمینی ای باقی نمونده, که نهضت خمینی هم منقرض شده و سال به سال کمرنگ تر میشه طوریکه حتا گوش دادن به سخنان خمینی در اوایل انقلاب ممنوعه ست.
انقلاب شد تا مشروب فروشی ها رو به آتش بکشند و ریشه الکل رو از کشور پاک کنند، در عوض مشروبات تقلبی و قاچاق رو با ۴ برابر قیمت وارد کنیم تا در کنج پستوی منازل بنوشیم و کور بشیم یا بمیریم.
انقلاب شد تا تو دهن دولت زده بشه, ولی نفهمیدیم چطور شد که دولت چنان توی دهن ما کوبید ما خفه خون گرفتیم!
انقلاب شد تا شهرنو ویران بشه و زنانش رو آتش بزنیم تا امروز دختران و مادران و زنان خانواده دار ایرانی رو به خیابان ها بفرستیم تا همه جای اجتماع و شهر رو تبدیل به شهرنو کنن!
انقلاب شد تا آب و برق و همه مایحتاجمون مجانی و مفت و رایگان بشه و مالیات دادنمون به دولت حرام, ولی برای یک لحظه حتا به این فکر نکردیم که در ثروتمند ترین و دموکرات ترین کشور جهان هم هیچ یک از این امکانات مجانی نیست و اگر مردم مالیات پرداخت میکنن به دولت, برای اینه که دولت برای اونها رفاه فراهم کنه و باور مجانی بودن همه چیز فقط میتونست یک رویا و توهم باشه و بس .
انقلاب شد تا ریشه ظلم و طاغوت و سرکوب و خفقان و ساواک خشک بشه ولی در عمل امروزه به وجود اون محدودیت ها آرزومندیم و از خودمون سوال میکنیم عدم اونها آیا ارزش این انقلاب رو داشت ؟
انقلاب شد تا ملت ایران سربلند باشن . کشورمون آباد باشه, دست بیگانگان رو از کشور کوتاه کنیم و بسیار هم موفق بودیم! چون هشت سال جنگیدیم تا نیمی از کشور رو ویران کنیم, دست آمریکا رو کوتاه کردیم تا دست روسیه رو بفشاریم. بیگانه رو بیرون کردیم تا خودی ریشه خودی رو بسوزونه.
انقلاب شد تا پول نفت و هزینه های سرسام آور جشنهای ۲۵۰۰ ساله رو بیاد به سفره های مردم. بعد از 34 سال بهمون گفتن پول نفت رو هم میاریم به سفره های شما. و امروز بعد از سالهای سال همون پولی که تو جیب مردم بود ازشون گرفته شده و پول نفت هم نیومد به هیچ سفره ای, بنزین و گاز و برق مردم هم سهمیه ای شد.
انقلاب شد که چرا شاه خائن و وطن فروش بحرین رو داد به عرب ها تا ما امروز خزر و اروند رود و جزایر خلیج فارس رو یکی یکی بدیم به عربها و صدایی از کسی هم بلند نشه.
انقلاب شد تا ریشه دیکتاتوری و شاهنشاهی از بین بره، ولی در عمل گرفتار ولایت مطلقه ای شدیم که.. .
انقلاب شد تا ریشه اعتیاد و تریاک درباری رو در کشور خشک کنیم و امروز پر مصرف ترین ملتی هستیم در جهان که مواد مخدر مصرف میکنه و گرفتار شیشه های ناب شدیم !
ما نسل سوخته امروز داریم به این فکر میکنیم که چرا پدران و مادران ما تصمیم گرفتن انقلاب کنن؟ چه انگیزه ای باعث شد انقلاب کنن؟ چه کمبودی در زندگی داشتن که باعث شد انقلاب کنن؟ آیا فقیر بودن؟ آیا یه کارمند ساده نمیتونست با دو ماه پس انداز از حقوقش یه ماشین بخره؟ آیا یک کارمند ساده نمیتونست منزل بزرگ ۳ خوابه اجاره کنه با یک چهارم از حقوقش؟ آیا در حسرت یک مسافرت به سر میبرد؟ زن و بچه ش چشمشون به دستانش بود که سر ماه چی بخره؟ سالی ۳ وعده گوشت میخوردن؟ دغدغه گرونی روزانه اجناس رو داشتن؟ شب به شب برقشون میرفت؟ هوا سرد میشد بی گاز و بی نفت میموندن؟ بنزینشون در کشوری که روی نفت خوابیده جیره بندی شده بود؟ چرا انقلاب باعث شدن نسل ما بسوزه؟ چرا به شاه و محدودیت هاش اعتراض میکردن؟
ما امروز سوال میکنیم از شمایی که انقلاب کردی, مگه در اون زمان حقوقت چقدر بود و دستت به دهنت نمیرسید که رفتی شعار مرگ بر شاه دادی که شاهانه زندگی کنی؟ مگه نمیدونستی که مملکت چقدر ثروت داره و داشت که بتونه ۳۰ میلیون جمعیت رو شاهانه تغذیه کنه؟ میخواستین از دیکتاتوری شاه خارج بشین اونم وقتی که در کوچکترین بخش زندگی یعنی خانواده, تک تکتون بزرگترین دیکتاتور بودین و هستین. انقلاب ما انفجار نور بود و انقدر روشن شدیم که کور شدیم! خواستین با مصادره اموال دربار ثروت ها رو مساوی تقسیم کنین، غافل از اینکه از همون زندگی عادی هم محرومین و اگه34 سال قبل جزو طبقه متوسط جامعه بودین امروز به زیر خط فقر و بقا رفتیم. و این شد پاسخ ملتی که تصور میکرد آب و برق و اتوبوس و مالیات و همه چیزش میتونه مفت و مجانی باشه!
امروز کاش مرگ انسانیت و آزادی رو عزا میگرفتیم .. 
 ---
ما براى شما پيام آور راستى و حقيقت بوديم، ولى اين پيام ها در دهان هاى مان به دروغ تبديل شدند. ما براى شما آزادى به ارمغان آورديم كه در دستان ما به شلاق تبديل شد. ما به شما وعدهء حيات و زندگى داديم، ولى صداى ما به هر كجا رسيد، درختان را خشكاند و صداى خش خش برگ ها به هوا برخاست.
"آرتور کویستلر "

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر